تبلیغات
کانون فرهنگی بسیج دانشجویی دانشگاه آزاد اسلامی واحد دزفول
الهى نامه استاد حسن زاده آملى

 

الهى نامه استاد حسن زاده آملى

بسم الله الرحمن الرحیم

الهى بحق خودت حضورم ده و از جمال آفتاب آفرینت نورم ده.

الهى راز دل را نهفتن دشوار است و گفتن دشوارتر.

الهى یا من یعفو عن الكثیر و یعطى الكثیر بالقلیل از زحمت كثرتم وارهان و رحمت وحدتم ده.

الهى چگونه خاموش باشم كه دل در جوش و خروش است و چگونه سخن گویم كه خرد مدهوش و بیهوش است.

الهى ما همه بیچاره ایم و تنها تو چاره اى و ما همه هیچكاره ایم و تنها تو كاره اى.

الهى از پاى تا فرقم در نور تو غرقم یا نور السموات و الارض انعمت فزد.

الهى واى بر من اگر دانشم رهزنم شود و كتابم حجابم.

الهى چون تو حاضرى چه جویم و چون تو ناظرى چه گویم.

الهى چگونه گویم نشناختمت كه شناختمت و چگونه گویم شناختمت كه نشناختمت.

الهى خودت آگاهى كه دریاى دلم را جزر و مد است یا باسط بسطم ده و یا قابض قبضم كن.

الهى دست با ادب دراز است و پاى بى ادب، یا باسط الیدین بالرحمة خذ بیدى.

الهى رجب بگذشت و ما از خود نگذشتیم و تو از ما بگذر.

الهى عاقبت چه خواهد شد و با ابد چه باید كرد.


الهى عارفان گویند عرفنى نفسك، این جاهل گوید عرفنى نفسى.

الهى اهل ادب گویند به صدرم تصرفى بفرما این بى ادب گوید بر بطنم دست تصرفى نه.

الهى در راهم، اگر در باره ام گویى لم نجد له عزما چه كنم.

الهى آزمودم تا شكم دائر است دل بائر است یا من یحیى الارض المیتة دل دائرم ده.

الهى همه گویند خدا كو حسن گوید جز خدا كو.

الهى همه از تو دوا خواهند و حسن از تو درد.

الهى آن خواهم كه هیچ نخواهم.

الهى اگر تقسیم شود به من بیش از این كه دادى نمیرسد فلك الحمد.

الهى ما را یاراى دیدن خورشید نیست، دم از دیدار خورشید آفرین چون زنیم.

الهى همه گویند بده حسن گوید بگیر.

الهى همه سرآسوده خواهند و حسن دل آسوده.

الهى همه آرامش خواهند و حسن بى تابى، همه سامان خواهند و حسن بى سامانى.

الهى چون در تو مى نگرم از آنچه خوانده ام شرم دارم.

الهى از من برهان توحید خواهند و من دلیل تكثیر.

الهى از من پرسند توحید یعنى چه حسن گوید تكثیر یعنى چه.

الهى از نماز و روزه ام توبه كردم بحق اهل نماز و روزه ات توبه این نا اهل را بپذیر.

الهى بفضلت سینه بى كینه ام دادى بجودت شرح صدرم عطا بفرما.

الهى عقل گوید الحذر الحذر، عشق گوید العجل العجل آن گوید دور باش و این گوید زود باش.

الهى ضعیف ظلوم و جهول كجا و واحد قهار كجا.

الهى آنكه از خوردن و خوابیدن شرم دارد از دیگر امور چه گوید.

الهى اگر چه درویشم ولى داراتر از من كیست كه تو دارایى منى.

الهى در ذات خودم متحیرم تا چه رسد در ذات تو.

الهى نعمت سكوتم را ببركت و الله یضاعف لمن یشاء اضعاف مضاعفه گردان.

الهى بلطفت دنیا را از من گرفته اى بكرمت آخرت را هم از من بگیر.

الهى روزم را چو شبم روحانى گردان و شبم را چون روز نورانى.

الهى حسنم كردى احسنم گردان.

الهى دندان دادى نان دادى، جان دادى جانان بده.

الهى همه از گناه توبه مى كنند و حسن را از خودش توبه ده.

الهى گویند كه بعد سوز و گداز آورد حسن را بقرب سوز و گداز ده.

الهى خودت گفته اى و لا تیاسوا من روح الله ناامید چون باشم.

الهى انگشترى سلیمانیم دادى انگشت سلیمانیم ده.

الهى سرمایه كسبم دادى توفیق كسبم ده.

الهى اگر ستار العیوب نبودى ما از رسوایى چه مى كردیم.

الهى من الله الله گویم اگر چه لا اله الا الله گویم.

الهى مست تو را حد نیست ولى دیوانه ات سنگ بسیار خورد، حسن مست و دیوانه تست.

الهى ذوق مناجات كجا و شوق كرامات كجا.

الهى علمم موجب ازدیاد جهلم شد یا علم محض و نور مطلق بر جهلم بیفزا.

الهى اثر و صنع توام چگونه بخود نبالم.

الهى دو وجود ندارد و یكى را قرب و بعد نبود.

الهى هر چه بیشتر دانستم نادانتر شدم بر نادانیم بیفزا.

الهى دل داده معنى را از لفظ چه خبر و شیفته مسمى را از اسم چه اثر.

الهى كلمات و كلامت كه اینقدر شیرین و دلنشین اند خودت چونى.

الهى از كودكان چیزها آموختم لا جرم كودكى پیش گرفتم.

الهى چون است كه چشیده ها خاموشند و نچشیده ها در خورشند.

الهى از شیاطین جن بریدن دشوار نیست با شیاطین انس چه باید كرد.

الهى خوشدلم كه از درد مینالم كه هر دردى را درمانى نهاده اى.

الهى در خلقت شیطان كه آنهمه فوائد و مصالح است در خلقت ملك چه ها باشد.

الهى دیده را بتماشاى جمال خیره كرده اى،دل را بدیدار ذوالجمال خیره گردان.

الهى خنك آنكس كه وقف تو شد.

الهى شكرت كه دولت صبرم دادى تا بملكت فقرم رساندى.

الهى شكرت كه از تقلید رستم و به تحقیق پیوستم.

الهى تو پاك آفریده اى ما آلوده كرده ایم.

الهى پیشانى بر خاك نهادن آسان است دل از خاك برداشتن دشوار است.

الهى ظاهر ما اگر عنوان باطن ما نباشد در یوم تبلى السرائر چه كنیم.

الهى شكرت كه كور بینا و كر شنوا و گنگ گویایم.

الهى درویشان بى سر و پایت در كنج خلوت بى رنج پا، سیر آفاق عوالم كنند كه دولتمندانرا گامى میسر نیست.

 

 


| نظرات ( )

به اشتراک بگذارید :

 

ارسال شده توسط : بسیجی در تاریخ : دوشنبه 5 مرداد 1388 و ساعت : 11:51 ب.ظ
مرتبط با موضوع : مذهبی ،
Display Pagerank